بعد از تغییرات کلی در حاکمیت اهال بوفه به شدت متفرق شدن
شنیده ها و دیده ها حاکی از شکاف در وسط ائتلاف جات جبهه ای است.
عده ای شدن ترم هفت و رفتنی شدن و عده ای هشت و لاید پر کنن و برن که اینم شامل ما نمیشه و می ریم جزوه اصحاب "شمال" و میشیم ۹ ترمه .... اما مسئولیت های سنگین دولتی و غیر دولتی و بالاخص پارلمانی و مخصوصا مسائل اخیر {؟؟} و اینکه باقی بوفه نشینان اگر همت کنن به دانشگاه بیان خودش غنیمته .... باعث شده که این خبر مسرت بخش و بدم که وبلاگ عن غریب به گل نشسته .... تا پیدا شدن ۴ تا آدم بدرد بخور و سیر از مال دنیا ...
وبلاگ تعطیل می باشد ِ حتی برای شما دوست عزیز
گرچه با این حرکت کلی اتفاق نگفته به سایر اتفاقات اضافه می شه اما تا اینچا که بودن و نبودن ما فرقی نداشت .... شاید از این به بعد هم فرقی نداشته باشه
در ضمن
این وبلاگ با تمامی امکانات و بصورت یکجا واگذار می شود
فرم شرکت در مناقصه رو بفرستید تا در اصرع وقت صاحب یک وبلاگ زنگ زده بشید.
شاید با این حرکت به غیرت چند نفر بر بخوره
sms![]()
البته اين خبر زياد قديمي نيست؟! و فقط ۳ يا ۴ ماه ازش ميگذره، علت اين تاخير هم تعويض رياست جمهوري بود و تغييرات در سطح كلان مديريتي بود كه البته دامن گير سران خود فروخته بوفه هم شد.
با اين وجود خواندن اين خبر خالي از لطف نيست، ما طي اين خبر مي خواهيم گوشه اي از توانمندي هاي خودمون را به نمايش بگذاريم و به همه بگيم كه ما در لحظه اي شگفتي آفرينيم.
و اما خبر....
" صبح همون روز يكي از مقامات بلند پايه بوفه در يك عمل ناجوانمردانه به طرز مشكوكي سرويس شد. ( اين و خودش گفت ما هم ديديم كه واقعا بدجور سرويس شد)
اين مقام بلند پايه كه مي خواست مقامش بلند تر بشه از يك داربست فلزي كه پارچه اي روي آن نصب بود بالا رفت تا آن پارچه كه به گفته يك مقام آگاه روش يه چيزائي نوشته بود را به نشانه اعتراض يا احترام - دقيقا مشخص نيست و تحقيقات در اين مورد ادامه دارد - باز كند.
اما با باز كردن طناب پارچه از ارتفاع ۶ متري مثل چي سقوط ميكند و داربست روي سرش خراب مي شود كه شاهدين صحنه با صداي بلند فرياد كشيدند :" آه دهن طرف به .... رفت"
راه رضاي خدا نگاه كنيد.....آخه من چي بگم ....![]()
![]()
همه چيز مون با همه چيز دنيا فرق ميكنه و مي ترسم اين فرق بكنيم تو چشموش و اونها هم يه فرق بدتر بكنن تو چشم ما...
با باز كردن طناب پارچه ، داربست ۶ متري سقوط ميكند
و اين كار هيچ دشمن خارجي و خود فروخته داخلي نيست بلكه گوشه اي از توانمديهاي ماست كه به جهانيان عرضه كي كنيم.
SMS![]()
دائي جون و كابينه از پيش برنده در يك اقدام كاملا غير قابل باور به نفع يكي از كانديداهاي معلوم الحال اون موقع كه اتفاقا رئيس جمهور الان است كناره گيري كردندو همه پيروان سبك boofeism را به حمايت همه جانبه از ايشان دعوت نمودند.
علت اين موضوع را از دائي جون پرسيديم :
ما : علت كناره گيري شما از انتخابات چي بود ؟
دائي جون :" براي ايراني آباد"
ما : ميگن به شما وعده هائي شده ؟ صحت داره بخاطر اون از انتخابات كناره گيري كرديد در حالي كه 95 % آرا را در نظر سنجي ها بدست آورده بوديد؟
دائي جون :" من براي ايراني آباد همه كار ميكنم ، حتي وعده ها را هم مي پذيرنم"
ما: خوب به سر واحد بوفه چي مياد؟
دائي جون :" اونها هم در پستهاي جديدي كه بهشون مي دن براي ايراني آباد فعاليت خواهند كرد ... به مولا "
ما: اونوقت احساسات عمومي و راي مردم چي؟
دائي جون :" مسلما اونها هم اينقدر شعور دارن كه بخاطر ايراني آباد اين شرايط و بپذيرند در غير اينصورت بايد در شعورشون شك كرد"
ما : دائي جون، شما معمولا شام چي مي خوريد ؟
دائي جون :" ايراني آباد.... نه ببخشيد... شام نمي خورم"
ما :معلوم شد كه واقعا براي ايراني آباد اين كار و كردين.....
دائي جون :" معلومه كه نه...."
sms![]()
مطالب ضدونقیض درباره وضعیت جسمی وی...
افشین دیده بان حقوق بشر
افشین دیده بان حقوق بشر
آمین را بلند بگو
گفتم غمم فزون است ، گفتا ز من چه آيد ----- گفتم كه نمره ام ده ، گفتا ز من نيايد
گفتم كه نمره دادن بسيار سهل آيد ----- گفتا ز ما اساتيد اين كار كمتر آيد
گفتم كرم نماييد من را كنيد شما شاد ----- گفتا كه خوش خيالي كي وقت آن بيايد
گفتم كه نمره هفت بدبخت عالمم كرد ----- گفتا اگر براي آن هم زيادت آيد گفتم
خوشا دهي كه دست شما دهد آن ----- گفتا تو كوشش كن كو وقت آن بر آيد
گفتم دل رحيمت كي قصد رحم دارد ----- گفتا نگوي با كس تا وقت آن بر آيد
گفتم زمان تحصيل ديدي كه چون سرآيد ----- گفتا خموش جانم ازدست من چه آيد
نشریه طنز آفتابگردون http://aftaabgardoon.blogfa.com
SMS![]()
مژده اي دل كه مسيحا نفسي مي آيد ---- كه ز انفاس خوشش بوي كسي مي آيد
"من تا اين لحظه خيالم راحت بود كه رقيبي نيست، اما عرصه جدي شده،خوب اين نشان دهنده يك عروج سياسي است و من شخصا خوشحالم"- مرد شماره يك رياست جمهوري
moadelat siyasi be ham khord "- BBC "
ورود دايي جون به عرصه انتخابات سبب حضور بيشتر و گرمتر دانشجويان خواهد شد"- يك مقام آگاه
"حضور دايي جون ، از نقاط عطف انتخابات نهم خواهد بود"-رئيس دفتر
"همه جناح ها با دائي جون به تفاهم رسيدن"- روزنامه كيهان
"غير از اين انتظاري نداشتيم، چون شرايط حساس بود و حضور يك وزنه لازم بود ، دائي جون هم تنها گزينه بود"- اپوزيسيون مخالف
"saran kakh sefid emrooz jalasei fogh mahramane dashtand, be nazar miayad hoozor DAIE JOON,baes ijad vahshat dar saran kakh e sefid gardide"- CNN "
خبر هاي ضد و نقيض از چندتا منبع آگاه و غير آگاه حاكيست، كابينه دايي جون ، برنامه هاي خود راجهت تائيد به دائي جون ارائه داده اند. همچنين اين منابع اعلام داشته اند، تمامي كابينه دائي جون را سران بوفه تشكيل ميدهند."
" من افق ها را روشن مي بينم"-رئيس بزرگ
"خبرگزاري بوفه ضمن تشكر از همه بوفه دوستان و بوفه نشينان كه از كانديداتوري دائي جون حمايت كرده اند ،ابراز تشكر كرده."
"اعضاي بوفه پس از اين جلسه بخاطر رسيدن به پست و مقام ابراز شادماني نمودند"- يك منبع نفهم
جلسه فوق العاده امروز براي مشخص شدن وزراكه همگي آن از اعضا بوفه هستند با موفقيت در محل بوفه و در پشت درهاي بسته برگزار شد، اين در حالي بود كه دانشجويان زيادي در پشت درهاي بوفه با شعارهايي چون : " دايي جون به مولا مي خايمت" ،"توپ تانك فشفشه ميت دايي در نشه" ابراز شادماني كردند.
دايي رضا هم در جمع گرم دنشجويان اعلام كرد :" به مولا، من براي شما كانديد شدم تا به اين صورت ، ميت گروني و بيكاري و مدرك گرايي و در كنم، به اين صورت..."
در انتها همه حاضريتن سرود ملي دايي جون را كه بر اساس آمار گيري هاي اينترنتي top ترين آهنگ بر و بچ بوفه شناخته شده را با هم و هم صدا خواندند
"ازم رو بر نگردون پريشونم پريشون ...."
SMS ![]()
اين كلمه داراي معاني مختلفي است كه در جايگاه هاي متفاوت كاربرد خود را پيدا كرده و گسترش يافته است. بوفه كلمه ايست كه از زبان پهلوي به زبان رومي رفته و از آنجا به سرزمين ژرمن و در نهايت با قرار گرفتن در رديف آخر اتوبوسهاي بنز 302 ارتش از سرزمين ژرمن حدود چند سال قبل به ايران بازگشته و بعيد به نظر مي آيد تا 100 سال ديگر از خطوط اتوبوس راني ايران خارج شود.
انگونه كه از بقاياي تخت جمشيد پيداست ، شاهان ايراني بر تختهاي جلوس مي كردند كه ظرفيت 3 و يا 4 نفر را داشت و اين در حاليست كه تا پادشاه زنده بود كسي جزشخص پادشاه اجازه نداشت تا بر تخت بنشيند.
اين تخت بعدها در حملات روميان به سرزمين روم رفت و البته در ابعادي كوچكتر با گنجايش 2 يا 3 نفر ساخته و به سنت پادشاهان ايراني مورد استفاده قرار گرفت. به نقل از اسناد معتبر بزگترين تخت براي maxsimiliyanos بوده كه البته قبل از نشستن بر آن توسط پسر پادشاه كله پا گرديد، كه البته شرح آن به طور كامل در فيلم " گلادياتور" آمده است. چند سال بعد از اين ماجرا يعني در زماني كه كارخانه " مرسدس بنز" تاسيس شد، اين كمپاني معظم اقدام به ساخت " خودرو " هايي نمود تا در رفت و آمد مردم تسهيل ايجاد كند و " اتوبوس " متولد شد.
چون اين وسيله بسيار بزرگ بود و كلا" آدمهاي با كلاس از چيزاي گنده استفاده مي كنندو در ابتدا توسط شاهان ژرمن مورد استفاده قرار گرفت و به سبك شاهان ايراني كه هر چي باشه ته آريايي بودن و به ياد اين قوم برتر ، يك رديف صندلي قرار داده شد كه در ابتدا فقط كله گنده ها روي آن مي نشستند كه بعدها متاسفانه به ابتذال كشيده شد و هر بي سرو پايي كه از ده بلند شده و قصد داشت تا جلاي وطن كند بر آن مي نشست، از اين روست كه علي رقم راحتي و فراخي آن و با آن پيشينه طلايي اكنون از مقبوليتي در خور بر خوردار نيست.
اما بوفه چگونه به عرصه علم وارد شد؟
هنوز كسي پاسخ اين سوال را نيافته اما اكثر مستشرقان غربي و مستغربان شرقي آغاز آن را به دانشگاه "جندي شاپور" نسبت مي دهند. يعني همان صندلي شاهي در ابعاد كوچكتر براي اساتيد - از هر نوعش - قرار داده مي شدكه بعدها به فرنگستان رفت و نام " كرسي استادي " گرفت. نقل است لويي پاستور - مرحوم، كاشف هم بوده - روزي بر روي اين صندلي - كه البته به كسي وفا نمي كنه ( قابل توجه اساتيدبد نمره)- نشسته بود و در حال رفع خستگي به سبك شاهان پا روي پا انداخته بود، گويي يكي ديگر از اساتيد- توماس يانگ - به او مي گويد :"اينجا رو با تخت جمشيد اشتباه گرفتي" جمله آن استاد كه بنظرمي آيد "يانگ " باشه - چون خوراكش تيكه هاي بيربط بود -تحولي اساسي در نظام آموزش پرورش فرانسه ايجاد نمود،به اين ترتيب كه ، مرحوم لويي پاستور در اقدامي در جهت اعتلاي فرهنگ دانشجويي و احترام به شخصيت دانشجو، تعدادزيادي از اين ضندلي ها را در يك جاي ويژه قرار دادو در كنار آن محلي به نام " بار " ايجاد نمود تا دانشجويان در هر زمان كه خواستند از آن بهره بگيرند. اين حركت - مرحوم لوئي- به شدت در محافل علمي مورد استقبال فرار گرفت وايران نيزچون هميشه گوي سبقت را در مسائلي اينچنين از ساير رقبا ربود،و بهتر است بگوييم:"دوباره تاريخ در مورد ايران تكرار شد. "
چيزي كه براي خود ما بود به اروپا رفت و ما دوباره آنرا با صرف هزينه هاي گزاف به ايران آورديم و تنها با تغييراتي آنرا همگون با فرهنگ خود نموديم .كه بارز ترين آن " خودرو پيكان" است، كه خود مجالي مفصل و فراخ ميطلبد." حال حاضر اين محكم ترين سند موجود مي باشد. اين سير تكاملي كه به شرح مختضر بيان شد، سير تكامل بوفه از آغاز تا اكنون بود.
SMS ![]()

